تبليغاتX
سنگ صبور
 

خدایا

 

 

تو رو از خاطرم برده تب تلخ فراموشی دارم خومی کنم با این فراموشی و خاموشی

 

چرا چشم دلم کوره ، عصای رفتنم سسته ، کدوم موج پریشونی تو رو از ذهن من

شسته

 

خدایا فاصلت تا من خودت گفتی که کوتاهه از اینجا که من ایستادم چقدر تا

آسمون راهه

 

من از تکرار بیزارم ؛ از این لبخند پژمرده ، از این احساس یاسی که تو رو از

خاطرم برده

 

به تاریکی گرفتارم شبم گم کرده مهتاب بگیر از چشمهای کورم عذاب کهنه خوابو

 

چرا گریم نمی گیره مگه قلب من از سنگه خدایا من کجا می رم کجای جاده دلتنگه

 

می خوام عاشق بیشم اما تب دنیا نمی ذاره سر راه بهشت من درخت سیب می کاره

 




+ نوشته شده در  سه شنبه 12 آبان1388ساعت 9:18  توسط دختر یخی
 

بمون با من

 

 

 دستت رو می‌گیرم، بمون                                           

     من بی تو میمیرم، بمون                        

       هنوز تو آینه‌ی چشات     

                     شرم گلهای مریمه

                                  با تو حریــــم لحظه‌ها

                                           غرق از نسیم و شبنمه

                                                   نـــــــــــــگاه ناز تو مثل

                                     یک معبد مقدســــــــــه

                 تو که نباشی عشق من

دنیــــــا به آخر می رسه    

دستت رو می‌گیرم، بمون                     

من بی تو میمیرم، بمون                               

دستت رو می‌گیرم، بمون                                              

من بی تو میمیرم، بمون  




+ نوشته شده در  سه شنبه 28 مهر1388ساعت 11:21  توسط دختر یخی
 

روز ملی دختران مبارک

 

سلام دخملهای جیگملی  روزدختر رو به همه تون تبریک می گم امیدوارم دخترهای خوبی واسه مامان باباهاتون باشین . 

 

 




+ نوشته شده در  سه شنبه 28 مهر1388ساعت 11:3  توسط دختر یخی
 

نرو

 

نرو

نرو

تو که می دونی من بی تو

تو بی من یعنی حسرت

تو که می دونی بی جواب می مونه عشق و عادت

تو که می دونی کم میشم

تو که می دونی کم میشی

تو که می دونی هم آغوش غم میشی

نرو

 




+ نوشته شده در  دوشنبه 27 مهر1388ساعت 10:16  توسط دختر یخی
 

هوس تنهاییی....

 

 

هوس تنهایی كرده ام. جای خلوتی می خواهم و صدای او را كه دائم بگوید: دوستت دارم،دوستت دارم،دوستت دارم. و من با صدایش در خودم غرق شوم و بغض كنم و آرام گریه كنم تا كلافه شوم و بگویم: بس است دیگر! بگو دوستت ندارم، بگو از تو متنفرم، بگو برو گم شو! و او با بغض بگوید:دوستت ندارم، ازت متنفرم، برو گم شو!  و من با شنیدن آنها سبك شوم و بخندم و كیف كنم تا كرخ شوم و دوباره هوس كنم آن صدا از پشت پنجره باز با ناز و خنده سرك بكشدو آهسته بگوید:هرچه گفتم دروغ بود.دوستت دارم،دوستت دارم. و من دوباره سنگین شومو كیف كنم و فرو بروم و گریه ام بگیرد و دوباره بازی شروع شود و من التماسش كنم كه بگوید دوستت ندارم و او بگوید:چون تو می خواهی می گویم دوستت ندارم.بس كه عاشقت هستم می گویم ازت متنفرم تا بخندی.وبعدبپرسد:حالا راضی شدی؟سبك شدی؟" و من بگویم:نه. رفتنت،آمدنت،خنده ات،گریه ات،آشتی ات،قهرت،عشقت،نفرتت،دوری ات،نزدیكی ات،وصالت،فراغت،صدایت،سكوتت،یادت،فراموشی ات،مهرت،كینه ات،خواندنت،نخواندنت،و اصلا" بودنت و نبودنت سنگین است،سنگین است،سنگین است... بگویم:اتفاق تو از همان اول نباید می افتادو حالا كه افتاده است دیگر نمی توان آن را پاك كرد یا فراموش كرد... اما..اما « شاید پاك كنی باشد تا مرا برای همیشه پاك كند... »




+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 مهر1388ساعت 7:38  توسط دختر یخی
 

قصه بگو

 

 

قصه نغز تو از غصه تهی ست

باز هم قصه بگو

تا به آرامش دل

سر به دامان تو بگذارم و در خواب روم

 




+ نوشته شده در  یکشنبه 19 مهر1388ساعت 9:47  توسط دختر یخی
 

اجباراست ...

 

شاید انروز که سهراب نوشت:تا شقایق هست زندگی باید کرد.......

خبری از دل پر درد گل یاس نداشت ....

باید اینطور نوشت:

هر گلی که باشی چه شقایق ،چه گل پیچک و یاس!

زندگی اجباریست !

زندگی در گرو خاطره هاست !خاطره در گرو فاصله هاست

فاصله ها تلخ ترین خاطره هاست!!!

نازنینم عاشقانه دوستت دارم

 

 




+ نوشته شده در  دوشنبه 13 مهر1388ساعت 13:21  توسط دختر یخی
 

ستاره

 

ديشب كه در آسمان نگاه مي‌كردم ستاره‌ام را نيافتم. هرچه بيشتر كنكاش مي‌كردم سردرگمتر مي‌شدم. از ستاره‌ي كناريش پرسيدم، پاسخ داد: "خواب كه بودم رفته، نمي‌دانم از ماه بپرس". نزد ماه رفتم و سراغ ستاره‌ام را گرفتم.
ــ گرگ و ميش بود كه بار و بنديل را جمع كرد!
ــ نپرسيدي كجا مي‌رود؟
ــ چرا پرسيدم.ــ  خـــوب؟! كجا؟
ــ ناكجاآباد. خودش اين را گفت و تا آمدم دوباره بپرسم كه يعني چه، رفته بود. بهتر است از ابر بپرسي.
   
پيش ابر كه رفتم داشت گيسوانش را شانه مي‌كرد صبر كردم كارش تمام شود.
ــ ابر مهربون، ستاره‌ام را نديدي؟
ــ چرا، دم دماي صبح بود كه شاد و شنگول آواز مي‌خواند و مي‌رفت.
ــ نديدي كدام طرفي مي‌رود؟ از او نپرسيدي بكجا مي‌رود؟
ــ اتفاقا هم پرسيدم ولي خودش كه مي‌گفت نميدانم!!! بهتر است از باد بپرسي.
    
نزد باد كه رفتم داشت با بچه ابرها بازي مي‌كرد.
ــ ستاره‌ام را نديدي. دنبالش مي‌گردم.
ــ چرا، گم شده بود و راه خانه مي‌جست. احتمالا خورشيد بداند اكنون كجاست.
    
دوان دوان بسوي خورشيد رفتم. تا مرا ديد فهميد و حرفم را در چشمانم خواند.
ــ ساعتي قبل بود كه از اينجا رفت، عجله كني بهش مي‌رسي.
    
بسرعتم افزودم. شوق پيدا كردنش خستگي‌ام را محو كرده بود. از تپه كه بالا رفتم و سر بلند كردم ستاره‌ام را ديدم، اما در كنار ستاره‌اي ديگر. در همين لحظه حضور كسي را پشت سرم احساس كردم. برگشتم و در چشمانش خيره شدم.
انگار او هم ستاره‌اش را گم كرده بود. ....

 




+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 مهر1388ساعت 12:19  توسط دختر یخی
 

بارالها

 

بارالها ...

برای همسایه ای که نان ما را ربود , نان

برای آنانی که قلب ما را شکستند , مهربانی

برای کسانی که روح ما را آزردند , بخشش

و برای خویشتن خویش , آگاهی وعشق میطلبم .  

 

 "دکتر شریعتی"

 




+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 شهریور1388ساعت 9:32  توسط دختر یخی
 

من می روم

 

 من مي روم اما به او بگوييد دوستش دارم،
به او که تنش بوي گلهاي سرخ را ميدهد،
به او که با جادوي کلامش زيباترين لغات را شناختم،
به او که لحن صدايش دلپذيرترين آهنگ است،
به او که نگاهش به گرمييه آفتاب و لبانش به سرخيه شقايق ودلش به زلالييه باران است،
به او که براي من مينويسد،
مينويسد از باران، از شبنم، از گرماي عشق و ...
من مي روم اما به او بگوييد دوستش دارم ،
به او که قلبش به وسعت درياييست که قايق کوچک دل من درآن غرق شده،
به او که مرا از اين زمين خاکي به سرزمين نورو شعرو ترانه برد،
و چشمهايم را به دنيايي پر از زيبايي باز کرد.
من مي روم اما به او بگوييد دوستش دارم،
به او که صداي پايش را ميشنوم،
به او که لحن کلامش را ميشناسم،
به او که عمق نگاهش را ميفهمم،
به او که .....
من مي روم اما به او بگوييد دوستش دارم،
به او که گل هميشه بهارمن است،
به او که قشنگترين بهانه براي بودن من است
وبه او که عشق جاودانه من است......

 




+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 شهریور1388ساعت 8:57  توسط دختر یخی
 

درباره ی وبلاگ

logo

سلام دوستای گلم من دختر یخی دانشجو رشته آی تی از خطه سرسبز خراسان رضوی هستم امیدوارم با اومدن به کلبه کوچیکم لذت ببرید. راستی نظر یادتون نره این وبلاگ رو هم به بهترینم تقدیم می کنم .

فهرست
پيوندهاي روزانه
نوشته هاي پيشين
آرشيو موضوعي
پيوندها

 

جستجوگر :



در كل اينترنت
در اين سايت

طراح قالب


RSS

 

 

 



*
*

انواع کـد های جدید جاوا تغیــیر شکل موس